به نحوی آن روز فوراً درست نشد - اول او را گرفتند، سپس به دهانش دادند. اگرچه اگر به جنبه روشن نگاه کنید، چه چیزی - بهتر بود در زندان بنشینید؟ هیچ دیک وجود ندارد، حتی یک کلمه. و با قضاوت از روی رفتارش، او عادت ندارد که خودش را انکار کند. یک ضربه زدن برای او یک تکه کیک است. تف به سرش می زند و سرو می کند. و نگهبان امنیتی - او فقط یک جستجو را ترتیب داد، بنابراین او به سرعت او را جمع کرد. پایان برای عوضی منطقی بود - دهانش پر از اسپرم و لب هایش با آن کثیف بود. و مثل گربه ای که به خامه ترش رسیده دمش را تکان می داد.
نامادری های جوان همیشه توسط فرزندان ناتنی خود مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. این مرد روی سینه هایش ایستاده است. من فکر می کنم او هر کجا که آن را می گیرد، دیک خود را روی او می گذارد. بنابراین هیچ لحظه ای وجود ندارد که مورد توجه قرار نگیرد. و به نظر می رسد که او نیز به این موضوع اهمیت نمی دهد.
من هم با شلنگ من از چنین زیبایی امتناع نمی کند!!!